سيد محمد دامادى
252
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
در قديم خطّى بوده است منحنى كه بر سر أحكام ملوك مىكشيدهاند . اين اصلاح ظاهرا اوّل بار در عهد تركمانان سلجوقى شيوع يافته و طغرا در آن ايّام عبارت از خطّى بوده كه بر صدر فرمانها بالاى بسم اللّه مىنوشتهاند . به شكل قوسى شامل نام و القاب سلطان وقت [ معجم الادباء ياقوت ج 4 ص 51 و شرح لاميّة العجم صفدى ج 1 ص 6 ] و آن در حقيقت حكم امضاء و صحهء پادشاه را داشته . استعمال « يك طغرا فرمان » يا « يك طغرا برات » نيز ظاهرا از همين جا مىآيد يعنى فرمانى يا براتى كه به امضاء رسيده و معتبر است . كمكم طغرا بدون هيچ قيد و معدودى ، معنى فرمان و منشور را پيدا كرده « طغراى نكونامى و منشور سعادت » يعنى اجازه و فرمان نكونامى [ ر ك چند فايدهء ادبى . اقبال آشتيانى ، مجلهء ايران امروز سال 2 شماره 10 ] طغرا طرّهيى است كه بر بالاى نامه پيش از بسمله با قلم درشت نويسند و مضمون آن ، نعوت پادشاه فرستندهء نامه است و لفظ اعجمى است [ ابن خلّكان ، وفيات الأعيان در ترجمهء طغرايى اصفهانى و معجم الادباء چاپ مارگليوث ج 4 ص 51 ] ما مثال عَزلِ عقل ، از مُلكِ دين بر خواندهايم * تا كشيد ستند بر منشورِ ما طغراىِ عشق [ سلمان ساوجى متن و ذيل برهان قاطع ] در دستور دبيرى [ ص 29 و 30 ] آمده است : « منشور » و « مثال » و « طغرا » نبشتهاء سلطانى را خوانند إلّا آنك « منشور » خاصّ آن مثال را خوانند كى سلطان دهد و « مثال » همهء نبشتهاء و لات را شامل است و « توقيع » و اين رسم خداوندان فرمان است و توقيع بر دو گونه آيد : يكى براى نشان بود ، يكى براى فرمان ، آنك براى نشان بود « كلمهيى بود در حمد ايزد چون « الحمد للّه على نعمه » و آنچ براى فرمان بود ، فصلى بود موجز كه بر همهء مقصود نامه مشتمل بود و به پايان نامه در اثناى سطور نويسند . صاحبِ ديوانِ ما گويى نمىداند حساب * كاندر اين طغرا نشانِ حِسبةً لِلّه نيست حافظ [ 72 / 6 ]